تبليغاتX
شاید سلام... -
آخر چگونه بانگ بر آورم که ای عاقلان من دیوانه نیستم سخت عاشقم.

چقدر خسته ام!

 

ازخاک نرم زیر بدنم جدا می شوم، برمی خیزم.

 

عجب ضربه بود!

 

چقدر بیهوش شده ام!

 

تازه یادم افتاد که قطعه سنگی بالای سرم گذاشته اند،

 

آخر مرده ها نباید فرار کنند!

 

 

+ نوشته شده در  86/04/17ساعت   توسط سه نقطه | 
 
<

< JavaScript Codes> JavaScript Codes > <


> <>